محمد حسن خان اعتماد السلطنه
651
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
تسخير هرات عازم شد و نخست غوريان را گرفت و بهسمت هرات حركت كرد . محمد - يوسف تقاضاى مصالحه كرد . حسام السلطنه در جواب گفت كه بايد خود و همه اعيان هرات به حضور او بروند و آنان نيز اطاعت كردند و حسام السلطنه سپاه خود را به غوريان پسكشيد . در ميان سران هرات نيز اختلافى بروز كرد و يكى از آنان سرتيپ عيسى خان ، محمد يوسف و برادرش شاهزاده محسن و پير محمد خان نام از سران شهر را گرفته مغلولا نزد حسام السلطنه فرستاد . اما خود از طرفداران دوستمحمد خان بود و پيدا بود كه مىخواهد هرات را براى او صافى دارد . ازاينرو حسام السلطنه پيشدستى كرده به هرات حمله برد ( رمضان 1272 ) . جنگ شش ماه طول كشيد و روز 26 صفر 1273 حسنعلى خان گروسى ( امير نظام بعد ) با دو فوج گروس به شهر درآمد و آنجا را اشغال كرد و در اول ربيع الاول خود حسام السلطنه وارد شهر شد . شاهزاده محمد يوسف و شاهزاده محمد رضا و حاجى غلام خان افغان نيز قبلا به مشهد فرستاده شده بودند و شاهزاده محمد يوسف چندى بعد ( 1273 ) در طهران به قصاص خون ظهير الدوله به قتل رسيد ( حقايق الاخبار ، چاپ 2 ص 249 ) . اين شاهزاده از اولاد احمد خان درانى بود كه بعد از نادر بر افغانستان تسلط يافت و نام مملكت هم از ابداعات اوست . جعفر آقا كلاتى ( ص 67 - ص 42 چاپ اول ) اين شخص كلات را به زور گرفته و در آنجا آشيانه ساخته بود . وقتى فرمانفرما به حكومت خراسان رفت به حضور شاهزاده نيامد و برادر خود رضا خان را فرستاد . فرمانفرما براى گرفتن كلات اقدام كرد و جعفر آقا با چهار برادر و ده نفر سوار به خيوه فرار كرد و گرچه يكبار براى گرفتن كلات كوشش كرد اما توفيق نيافت و سرانجام در 1271 به همراه عدهاى از امراى خان خيوه در جنگ با سپاهيان ايران كشته شد . حاج سليمان ميرزا شعاع الدوله ( ص 67 - ص 42 چاپ اول ) پسر فريدون ميرزاى فرمانفرما كه در آن زمان در خدمت پدر در خراسان بود . وى در 1300 به اين لقب ملقب شد . زيراه - زيراب ( ص 69 - ص 43 چاپ اول ) زيراه كه در اصل زيراب بوده است چون در زيردست رودخانهء دالكى واقع شده